طراحی بهینه تاکسی هوایی به کمک یادگیری تقویتی به واسطه الگوریتم یادگیریQ
ایمان فزونی تلوکی، علیرضا طلوعی
چکیده این پژوهش به طراحی بهینه یک تاکسی هوایی ۱۸ نفره با تلفیق روشهای کلاسیک طراحی هواپیما و چارچوب یادگیری تقویتی مبتنی بر Q-learning پرداخته است. در گام نخست، پارامترهای پایه شامل بیشینه وزن برخاست، وزن خالی، مصرف سوخت و مساحت بال با استفاده از روابط طراحی مفهومی کلاسیک برآورد شدهاند. سپس یک محیط شبیهسازی توسعه داده شد که در آن فضای حالت با نسبتهای بیبعد کلیدی تعریف گردید و فضای عمل شامل تغییرات کراندار در مساحت بال، ضریب منظری و نسبت تراست به وزن بود. عامل یادگیرنده با سیاست طی 2000 اپیزود و با حداکثر 40 گام طراحی در هر اپیزود آموزش داده شد. آموزش تحت یک سناریوی مأموریتی ثابت شامل ارتفاع کروز مشخص، سرعت کروز هدف، برد طراحی و قیود طول باند انجام گرفت. نتایج بهینهسازی نشان داد مساحت بال (۳.۸% کاهش) و ضریب منظری (۲.۱۰% افزایش) بهبود یافتهاند. همچنین مساحت دم افقی (۲.۹% کاهش) و دم عمودی (۳.۲% کاهش) کاهش یافته است. این اصلاحات هندسی منجر به کاهش وزن خالی (۴.۱% کاهش) و مصرف سوخت (۵% کاهش) گردید. نسبت برا به پسا (۲۰% افزایش)، نرخ اوجگیری (۳۳.۳% افزایش) و سرعت کروز (۶.۷% افزایش) نیز ارتقا یافتند. در نتیجه، برد پروازی (14.5% افزایش) بهبود پیدا کرد. یافتهها نشان میدهد ادغام طراحی کلاسیک با یادگیری تقویتی رویکردی دادهمحور و مؤثر برای بهبود همزمان وزن، کارایی آیرودینامیکی و عملکرد مأموریتی تاکسیهای هوایی فراهم میکند.
