طبقه بندی ریزدانه دیداری با استفاده از اتوانکدرکانولوشنال تنک
صفحه 1-27
فرهاد صادقی، فربد رزازی، آرش امینی
چکیده مقدمه: در این تحقیق یک معماری متفاوت چند لایه بر مبنای یادگیری لغت نامه و کدگذاری کانولوشن بنام شبکۀ کد گذاری تنک جهت ارتقاء دقت طبقه بندی ریزدانه معرفی است. طبقه بندی ریزدانه به دلیل تنوع درونکلاسی و شباهت های ظریف بین کلاسی یکی از چالش برانگیزترین مأموریتهای این حوزه محسوب شده و نیازمند ویژگی های تفکیک کننده می باشد.
روش: برای رسیدن به نتایج مطلوب در این نوع طبقه بندی، مدل های مبتنی بر شبکه های عصبی عمیق به گونهای طراحی میشوند که بتوانند با مکانیابی بخشهای حاوی اطلاعات مهم در سطح تصویر و در سطح ناحیه، ویژگی های تفکیک کننده را استخراج و در طبقه بندی استفاده نمایند. مدل پیشنهادی قابلیت استخراج ویژگیهای سطح بالا را همچون شبکه های عصبی عمیق کانولوشنال دارد و از طرفی همزمان از افزونگی اطلاعات در عمق لایه ها جلوگیری میکند. این دو عامل منجر به نوعی مکانیابی ضمنی میشود که استخراج ویژگیهای تفکیک کننده از این نواحی میتواند در مأموریت ریزدانه موثر و کارآمد باشد.
یافته ها: ما در این پژوهش بر مبنای معماری یاد شده، یک اتوانکدر تنک معرفی کردهایم که ترکیب آن با یک شبکۀ عمیق عصبی از پیش آموزش داده شده استاندارد، دقت طبقه بندی در مجموعه داده های ریزدانه را بهبود بخشید.
نتیجه گیری: مدل ترکیبی پیشنهادی دقت طبقه بندی را به میزان 5/3 درصد در مجموعه دادۀ CUB-200 نسبت به مدل پایۀ مورد استفاده در این معماری افزایش می دهد و نرخ خطای تشخیص کلاسهای نادرست را در این مجموعه داده به میزان 28 درصد کاهش میدهد.
اثرفعالسازی مکانیکی آندالوزیت بر مولایتزایی و رفتار تفجوشی سرامیکهای پایه مولایتی برای کاربرد در صنایع هوافضا و سامانههای حرارتی پیشرفته
صفحه 28-49
محمد صادق عبدی مقصودلو
چکیده مقدمه
مولیت یکی از مهمترین فازهای سرامیکی دما-بالا است که به دلیل پایداری حرارتی، مقاومت مکانیکی مناسب و کاربرد گسترده در صنایع نسوز و سازهای پیشرفته، توجه زیادی را به خود جلب کرده است. در این پژوهش، اثر فعالسازی مکانیکی آندالوزیت ایرانی بر سنتز و رفتار تفجوشی سرامیکهای پایه مولیت بررسی شد.
روشها
برای این منظور، پودر خام آندالوزیت پس از شستشو و مشخصهیابی، تا ۶۰ ساعت تحت آسیابکاری گلولهای پرانرژی قرار گرفت. سپس تحولات فازی، تکامل ریزساختار و رفتار تفجوشی نمونهها در بازه دمایی ۸۰۰ تا ۱۵۰۰ درجه سانتیگراد ارزیابی و با نمونه مرجع آسیابنشده مقایسه شد.
یافتهها
نتایج XRD نشان داد که فعالسازی مکانیکی طولانیمدت موجب تخریب ساختار بلوری آندالوزیت و کاهش حدود ۴۰۰ درجه سانتیگرادی دمای آغاز مولیتزایی شد. پودر فعالسازیشده از ۸۰۰ درجه سانتیگراد شروع به تشکیل مولیت کرد و در دماهای بالاتر از ۱۲۰۰ درجه سانتیگراد به فاز غالب مولیت تکفاز رسید. اندازه بلورکهای محاسبهشده با معادله شرر در محدوده ۸ تا ۱۳ نانومتر باقی ماند و تحلیل ویلیامسون-هال نیز کاهش تدریجی ریزکرنش شبکه را با افزایش دما نشان داد. تصاویر SEM نمونههای تفجوشیشده در ۱۵۰۰ درجه سانتیگراد بیانگر تشکیل دانههای سوزنیشکل مولیت با ابعاد ریزتر، کشیدگی بیشتر، توزیع یکنواختتر و ریزساختاری متراکمتر نسبت به نمونه آسیابنشده بود.
نتیجهگیری
در مجموع، فعالسازی مکانیکی روشی مؤثر برای کاهش دمای مولیتزایی، بهبود رفتار متراکمسازی و تولید سرامیکهای مولیتی همگن و ریزدانه است. این روش میتواند برای ساخت مواد مناسب جهت کاربردهای دما-بالای پیشرفته، از جمله در صنایع هوافضا و دفاعی، مورد استفاده قرار گیرد.
تحلیل الکترونیکی و اپتیکی نانولولههای کربید ژرمانیوم تحت تنش با رویکرد نظریه تابع چگالی
صفحه 50-62
حمیدرضا البرزنیا، قباد محمد کریمی
چکیده مقدمه: توسعه نانومواد عملکردی پیشرفته برای نسل بعدی ادوات اپتوالکترونیک بسیار حیاتی است. نانولولههای کربید ژرمانیوم (GeCNTs) به دلیل خواص الکترونیکی منحصربهفرد و قابلیت تنظیم ساختاری، به عنوان کاندیداهای بسیار نویدبخشی شناخته شدهاند که آنها را برای کاربردهای فناوری بالا بسیار مرتبط میسازد. روشها: در این پژوهش، خواص الکترونیکی و اپتیکی نانولولههای GeCNT با شاخصهای مختلف و تحت اعمال تنش هیدرواستاتیکی مورد بررسی قرار گرفت. محاسبات با استفاده از روشهای اصول اولیه مبتنی بر نظریه تابعی چگالی (DFT) و در چارچوب تقریب PBE-GGA انجام شده است. یافتهها:نتایج نشاندهنده وابستگی شدید رفتار الکترونیکی به شاخص پیچش (Chirality) نانولوله است. بهطور مشخص، نانولوله (5,0) دارای شکاف نواری مستقیم نزدیک به صفر است و رفتاری شبهفلزی دارد، در حالی که نانولوله (10,0) یک نیمهرسانای با شکاف نواری مستقیم ۱.۲۹ الکترونولت است. بررسی خواص اپتیکی در قطبش خارج از صفحه نشان میدهد که مهمترین گذارهای اپتیکی در بازه انرژی ۱.۵ تا ۴ الکترونولت رخ میدهند. همچنین، تغییر شاخص و اعمال تنش هیدرواستاتیکی منجر به تغییرات محسوس در پاسخ اپتیکی این نانوساختارها میشود. نتیجهگیری:نانولولههای GeCNT قابلیت تنظیم استثنایی در هر دو حوزه الکترونیکی و اپتیکی را ارائه میدهند. این ویژگیها، این نانوساختارها را به گزینهای بسیار مناسب برای کاربرد در حسگرهای اپتیکی، ادوات فوتونیکی و آشکارسازهای فروسرخ، بهویژه در سامانههای هوافضا و دفاعی تبدیل میکند
کنترل پسگام تطبیقی انتگرالی مقاوم برای پایدارسازی پهپاد کوادروتور تحت عدم قطعیت جرم ناشناخته
صفحه 63-106
علی حسینی لقا
چکیده مقدمه: پهپادهای کوادروتور به دلیل ساختار ساده، قابلیت برخاست و فرود عمودی، پرواز ایستا و مانورپذیری بالا، در کاربردهای مختلف نظامی و غیرنظامی مورد توجه قرار گرفتهاند. با این حال، این سامانهها دارای دینامیک غیرخطی، با تعداد عملگر کمتر از درجات آزادی، و بهشدت کوپلشده هستند و عملکرد آنها نسبت به عدمقطعیتهای پارامتری حساس است. در میان این عدمقطعیتها، جرم نقش مهمی دارد، زیرا مستقیماً در دینامیک ارتفاع و نسبت نیروی پیشران به جرم ظاهر میشود. تغییر بار محموله، خطاهای مدلسازی یا تغییر تجهیزات نصبشده میتواند باعث نامعلوم بودن جرم واقعی کوادروتور شود. روش: در این پژوهش، ابتدا مدل ریاضی غیرخطی کوادروتور با استفاده از فرمولبندی نیوتن-اویلر استخراج شده و بهصورت مدل فضای حالت دوازدهحالته شامل دینامیکهای انتقالی و دورانی بیان میشود. سپس یک کنترلکننده پسگام مبتنی بر انتگرالگیر برای پایدارسازی ارتفاع و وضعیت طراحی میگردد. در ادامه، بهمنظور مقابله با جرم نامعلوم، کنترلکننده اسمی به یک کنترلکننده پسگام انتگرالگیر تطبیقی توسعه داده میشود. یافته ها: نتایج شبیهسازی نشان میدهد کنترلکننده پیشنهادی ارتفاع و زوایای غلت، فراز و سمت را بدون خطای ماندگار و بدون فراجهش در کانالهای وضعیت به مقادیر مرجع همگرا میکند. مقایسه با چهار کنترلکننده مرجع تحت عدمقطعیت جرم یکسان نشان میدهد روش پیشنهادی، برخلاف پسگام غیرتطبیقی، خطای ماندگار ارتفاع را حذف میکند (ارتفاع نهایی 998/0 در برابر 626/0 متر) و تنها روشی است که جرم نامعلوم و حتی متغیر با زمان را بهصورت برخط بازسازی مینماید. در سناریوی افزایش ۵۰ درصدی جرم نیز تنها کنترلکنندهای است که ارتفاع را بهطور کامل به مرجع میرساند. نتیجه گیری: روش پیشنهادی با ترکیب کنترل پسگام انتگرالگیر و تخمین تطبیقی مبتنی بر لیاپانوف، راهکاری مؤثر برای پایدارسازی کوادروتور در حضور عدمقطعیت جرم فراهم میکند. این کنترلکننده ضمن تضمین پایداری حلقهبسته، مقاومت سامانه را در برابر تغییرات جرم افزایش داده و برای مأموریتهایی با بار محموله متغیر یا مدلسازی نامطمئن مناسب است.
تحلیل حرارتی و بررسی پارامتریک عملکرد سیستم ضدیخ هوای گرم در ورودی هوای موتور
محمد نجاتی، محیط بیگلریان، میثم نوری نیارکی
چکیده در این پژوهش، عملکرد یک سیستم ضدیخ حرارتی با استفاده از هوای گرم کمپرسور موتور، برای جلوگیری از تشکیل یخ بر روی لبهی ورودی هوای موتور به صورت تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته است. محاسبات برای شرایط بحرانی یخزدگی شامل ارتفاع ۳۰۰۰ متر، ماخ پروازی 45/0 و دمای محیط ۳۰- درجه سانتیگراد انجام شده است. با حل همزمان معادلات بقای انرژی در کانال گرمایش (با دمای ورودی ۲۰۰ درجه سانتیگراد) و سطح خارجی لبه، توزیع دمای سطح و ضرایب انتقال حرارت جابجایی داخلی و خارجی در چهار موقعیت ساعتی مختلف (۱۲، ۹، ۶ و ۳) محاسبه شده است. نتایج نشان میدهد که با طراحی مناسب کانالهای گرمایش، دمای سطح در تمامی نقاط بالاتر از نقطهی انجماد باقی میماند. همچنین، افزایش تعداد کانالهای گرمایشی و نسبت دبی هوای گرم مصرفی، تأثیر مستقیمی بر افزایش دمای سطح و بهبود عملکرد سیستم دارد. این مدل تحلیلی میتواند به عنوان یک ابزار سریع و کارآمد برای طراحی اولیهی سیستمهای ضدیخ مورد استفاده قرار گیرد.
